Author: Farrokh Rostami Kia

قصه ی معماری من – بخش پایانی

مطلب روبرو قسمت آخر از یک سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبلش قسمت های قبلی رو بخونین. روزها هر چقدر می گذشت لیست درخواستهای کاری من هم طویل تر می شد. منی که تا چند ماه پیش رویای کار تو بهترین شرکت دنیا رو داشتم حالا داشتم تو لابلای اعلانات شرکتهای کاملا [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش دوازدهم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. من همیشه به عدد ۱۳ اعتقاد خاصی داشتم (برخلاف بقیه) و تو زندگیم اتفاقهای با ارزش زیادی هستند که با این شماره گره خوردند. ولی ۱۳ اپریل ۲۰۱۸ اصلا روز خوش یمنی نبود. البته الان [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش یازدهم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. من آدمی نیستم که به سرنوشت اعتقاد راسخی داشته باشم و بیشتر به نظرم به یک آپشن می مونه تا یک اتفاق بی بازگشت. آغاز اپریل ۲۰۱۸ روزهای خیلی سختی بود منی که فهمیده بودم [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش دهم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. زمستان ۲۰۱۸ همراه بود با شروع آخرین ترم تحصیلی من در دانشگاه نیومکزیکو. حس عجیبی بود! هرچند این اولین باری نبود که داشتم ترم آخری بودن رو تجربه می کردم، ولی هنوز حس و حال [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش نهم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. تابستون تموم شده بود بود و من طی جلسه ای که روز آخر کاریم با رئیسمون داشتم تقریبا مطمئن شده بودم که موقعیتم تو گنزلر دنور برای بعد فارق التحصیلیم قطعی شده و الان دیگه [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش هشتم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. ترم داشت کم کم تموم می شد و من باید هر چه سریعتر جایی رو واسه کار تابستون دست و پا می کردم. من تو تمام این چند سال از وقتی هدفم رو تعیین کردم [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش هفتم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. پاییز سال ۲۰۱۶ مصادف بود با ادغام گروه ۹ نفره ما (که الان فقط ۸ نفرمون باقی مونده بود) با ورودی های جدید معماری بود. از این دوره بود که ما پس از گذروندن اون [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش ششم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. ترم اول با تمام سختی هایش با یک موفقیت بسیار خوب به اتمام رسید و من برای کسب تجربه کار معماری تو آمریکا بصورت داوطلب (بدون دستمزد) برای مدت یک هفته از طرف دانشگاه به [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش پنجم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. 9 آگست 2015، روزی که وارد آمریکا شدیم و چند روزی دکتر اشکان زمانی عزیز ما رو تو خونش مهمون خودش کرد. -اشکان کسی بود که بدون اینکه ما رو از نزدیک بشناسه محبت های [...]
read more

قصه ی معماری من- بخش چهارم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. عدم دریافت ویزا از کنسولگری آمریکا تو آنکارا ضربه بسیار سختی بود. هیچوقت یادم نمیره من و ساناز بقدری از این وضع ناراحت بودیم که تو راه برگشت به هتل با عصبانیت ازم خواست که [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش سوم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. همانطور که اشاره کردم تصمیم آسونی نبود و زحمت و تلاش و حتی مشقت خیلی زیادی می طلبید. بلاخره نتیجه ها اومد، دانشگاه های درجه یک زیادی بهم پذیرش داده بودند که خیلی برام جای [...]
read more

قصه معماری من – بخش دوم

این یک قسمت از سلسله پستهای اینستاگرامی هستش که توصیه می کنم قبل خوندنش قسمت های قبلی رو حتما بخونین. تجربه ازدواج من و ساناز شروع یک فصل تازه و مشترک تو زندگیمون بود که مصادف بود با اولین تجربه کاریم تو یک شرکت معماری تو ترکیه بود. همکاری من با شرکت یاپیهان تحت عنوان [...]
read more

قصه ی معماری من – بخش اول

تقریبا 14 سال پیش بود که تصمیم گرفتم که یک معمار بشم. یادمه اون موقع ها بیشتر تمرکزم رو شهرسازی بود تا معماری که شاید منشا و مسببش بازی های مدیریت شهری بود که تو اون دوره شدیدا شیفته شون بودم. اولین شکست من تو این مسیر کنکور دانشگاه بود که علارغم سعی و تلاشم [...]
read more